GreenFlow

خرید مسکن در ونکوور، ناممکن‌تر از منهتان و سانفرانسیسکو

by | Oct 26, 2017

خرید خانه در شهر ونکوور، هم اکنون دشوارتر و غیرقابل دسترستر از دو شهر معروف آمریکا، Manhatan و سانفرانسیسکو است.

براساس گزارش تحلیلی Point2 Homes در باره وضعیت مسکن و بهای آن در شهرهای آمریکا و کانادا و مکزیک، بهای متوسط یک خانه در شهر ونکوور ۱۷/۳ برابر درآمد متوسط یک فرد در همان شهر است.

در منهتان نیویورک بهای متوسط یک خانه ۱۵/۶ برابر درآمد متوسط سالانه یک فرد و در سانفرانسیسکو بهای متوسط یک خانه ۱۳/۸ برابر درآمد متوسط یک فرد است.

در حالیکه بهای متوسط یک خانه در شهر منهتان ۱ میلیون و ۲۷۵ هزار دلار و در سانفرانسیسکو ۱ میلیون و ۲۰۷ هزار و ۵۰۰ دلار و بهای یک خانه متوسط در ونکوور ارزانتر از این دوشهر است، اما به دلیل کمتر بودن درآمد متوسط در ونکوور، امکان خرید یک خانه با بهای متوسط، برای فردی با درآمد متوسط، دشوارتر و ناممکنتر است.

در جدول نسبت بهای متوسط یک خانه، به نسبت درآمد متوسط یک فرد، شهر تورنتو در مکان ۱۳ لیست شهرهای آمریکای شمالی است.

به گزارش Point2 Homws با اینکه قیمت خانهها در تورنتو تا همین چند ماه پیش به سرعت بالا رفته بود، بهای متوسط یک خانه در تورنتو ۷/۵ برابر درآمد متوسط یک فرد است. به اینترتیب در شهرهای تورنتو و واشنگتن و کوئینز خرید خانه برای افراد، امکانپذیرتر از شهرهای ونکوور و سانفرانسیسکو و منهتان است.

North-America-Housing

گزارش Point2 Homes نشان میدهد به رغم تفاوت وضعیت بهای مسکن در شهرها و قدرت خرید مسکن برای افراد، در سطح کلیِ مقایسه سه کشور آمریکا و کانادا و مکزیک، شهروندان کانادایی به نسبت آمریکاییها و مکزیکیها دشوارتر میتوانند صاحب خانه شوند.

در حالیکه بهای متوسط فروش خانه در کل کانادا ۴۸۵ هزار و ۶۸۰ دلار است، در سطح کل آمریکا بهای متوسط فروش خانه تقریباً نصف کانادا(۲۵۸هزار و ۳۰۰)دلار است. کانادایی ها باید ۷/۵ برابر درآمد سالانه خود را برای خرید یک خانه متوسط هزینه کنند در حالیکه این رقم برای آمریکاییها ۴/۶ و برای مکزیکیها ۳/۳ برابر است.

براساس آخرین آمار منتشر شده، از سرشماری سال ۲۰۱۶، در پنج سال گذشته در کانادا درصد شهروندانی که مالک خانههای خود هستند کاهش داشته و از رقم ۶۹ درصد در سال ۲۰۱۱ به رقم ۶۷/۸ درصد در سال ۲۰۱۶ رسیده است.

آملر همچنین نشان میدهد جوانان کانادایی امروز نمیتوانند به راحتی نسل پدر و مادرهای خود صاحب خانه بشوند.

شارژرهای جدید گوشی‌های آیفون

شارژرژهای جدید اَپِل برای گوشی‌های آیفون چه ویژگی‌هایی دارد؟به تازگی کمپانی اپل، قاب‌های جدیدی را مخصوص گوشی‌های مدل XS, XS Max  به بازار ارائه کرده است که در عین حال باطری این مدل از گوشی‌ها را نیز شارژ می‌کند.قاب‌های شارژی جدید دارای قدرت 1369mAh  هستند که در میان...

جشنواره نوروزی تیرگان در راه است

محمد تاج‌دولتیسومین جشنواره نوروزی تیرگان از هشتم  تا دهم ماه مارس ۲۰۱۹ در مرکز فرهنگی تورنتو در نورت یورک برگزار می‌شود.جشنواره تیرگان، بخش بزرگ و غیرقابل انکار هویت فرهنگی، هنری و اجتماعی ایرانیان مهاجر شده است.جشنواره تابستانی تیرگان که از ۱۳ سال پیش تاکنون هر...

شكست نشريات ادبى دوران تبعيد

شكست نشريات ادبى دوران تبعيد

فریده جلایی‌فر- روانشناس و منتقد اجتماعی

فصلنامه باران، يكى از بهترين مجلات ادبى، به همت جناب مسعود مافان به دستم رسيد. با كمال تأسف متوجه شدم آخرين شماره‌ى باران را در دست دارم. قلبم درد گرفت، و با خود فكر كردم، آيا انتشار يك مجله‌ى ادبى با توان باران بايد محكوم به شكست باشد؟

به گفته‌ى مسعود مافان :” باران پايگاه آنانى است كه نمى‌خواهند سانسور شوند. دفاع از كلمه و جادوى كلام مانيفست ما خواهد بود “. 

آيا نسل امروز ايران با شبكه‌هاى اجتماعى آسوده‌تر ارتباط برقرار مى‌كند؟ اگر چه ژرفناى كتاب را نداشته باشند؟ آيا فرداى ايران خالى از آرمانگرايان خواهد بود؟ و صدها پرسش ديگر …

گويا در آغاز اين سده توان خواندن‌مان كم و بى حوصلگى و شتابزدگى جايگزين كم خواندن وادعاى زياد دانستن شده !!

گويا توان ادبيات كم رنگ‌تر شده و جايش را به شبكه‌هاى اجتماعى داده، آيا بايد نگران بود؟

آيا كتابخوانى در نسل آينده‌ى ايران كمتر و كمتر می‌شود؟ تيراژ كتاب‌ها نزول مى‌كند و همزمان كنسرت‌ها و سريال‌هاى تركى و راحت فهم، بيشتر و بيشتر مى‌شود؟

آيا دوران سِتَرون شدن ادبيات فرا رسيده؟ شبكه‌هاى اجتماعى ما را به كم دانستن و سريع دانستن سوق مى دهند؟

همه در باره‌ى همه چيز ادعا داريم، اما اين ادعا ژرف نيست و در سطح مى‌ماند. در تمام موضوعات وارديم. طب، وكالت، حسابدارى…

با خواندن يك مقاله‌ى نصفه نيمه اظهارعقيده مى‌كنيم و از ديگران هم انتظار تأييد داريم .

هروقت كم مى‌آوريم، شعر مى‌خوانيم بدون اينكه مفهوم واقعى‌اش را فهميده باشيم.

از نويسندگان و فلاسفه نمونه مى‌آوريم، بدون شناخت واقعى از آنان. و اين “از هر چمن گلى  هر روز بيشتر دامانمان را مى‌گيرد .

شايد خسته‌ايم، شايد نااميديم و شايد تبعيد و دورى از وطن، نشريات ادبى را به مرگ محكوم مى كند !!!

شكى نيست كه جمهورى اسلامى، زير بناى ايران و ايرانى را ويران كرده، اما تنها كنش‌هاى حزبى راه مبارزه نيست. بايد كنش‌هاى فرهنگى را هم دنبال كرد.

” مردم دولت ها را تغيير مى‌دهند و دولت‌ها مردم را تغيير مى‌دهند .”

اما دولت‌ها، مردمِ با توان انديشيدن را، به سختى مى‌توانند تغيير دهند. نخواندن و ندانستن حكومت‌هاى ديكتاتورى را تقويت مى‌كند، و خواندن و دانستن، پايه‌هاى حكومت‌هاى ضد آزادى و مردمى را مى لرزاند.

اگر خواهان تغيير حكومت هستيم، بايد خود را تغيير دهيم. براى تغيير بايد خواند و دانست .

كنش‌هاى حزبى زمانى كاركرد دارد كه مردم توان دانستن و تجزيه و تحليل داشته باشند و به خود متكى شوند نه به، شاه، رهبر، ناجى …

با گروهى روشنفكر و دلسوز، آشفته بازار ايران گلستان نخواهد شد .

اكثر ما خوانندگان حرفه‌اى نيستيم، مى‌خوانيم نه براى اين كه رشد كنيم، مى‌خوانيم براى اينكه به ديگرى بگوييم خوانده ايم و بيشتر از تو مى دانيم !!!

همه چيز دانيم و كم دان!!! سواد آكادمى رشته‌ى خود را داريم، اما آيا سواد اكادمى در يك رشته كافيست ؟

آيا نسل انقلابى، روشنفكر و آرمانگراى عاشق ايران و ايرانى، دورانش سپرى شده ؟؟؟

پیتزای همبستگی کانادایی‌ها برای کارمندان آمریکایی

پیتزای همبستگی کانادایی‌ها برای کارمندان آمریکایی

.ماموران ترافیک هوایی کانادا در یک اقدام صمیمانه و ساده برای همکاران آمریکایی خود که درگیر تعطیلی دولت آمریکا هستند، برای یک وعده شام آنها پیتزا خریدند

کارکنان بخش کنترل ترافیک هوایی در فرودگاه Moncton در نیوبرانزویک و فرودگاه Gander در نیوفاندلند برای همکاران خود در ایستگاه‌های کنترل ترافیک هوایی نیویورک در شهر Ronkonkoma پیتزا خریدند و برایشان ارسال کردند.

جمعه شب در حمایت از همکاران کنترل ترافیک هوایی در آمریکا که به علت تعطیلی دولت آمریکا برای چهارمین هفته بدون حقوق کار می‌کنند، همکاران کانادایی آنها دست به این عمل انساندوستانه زدند.

دیوید لومباردو که صفحه فیسبوکی ATC Memes را مدیریت می‌کند، سابقاً در مرکز کنترل ترافیک هوایی نیویورک کار می‌کرد و همچنان رابطه نزدیکی با همکاران خود دارد، در صفحه فیسبوک خود عکس و متنی را منتشر کرد که در آن گفته شده بود، ۳۲ پیتزا از طرف کارکنان کنترل ترافیک هوایی کانادا برای همکاران آمریکایی سفارش داده شده است.

دیوید لومباردو در گفتگویی با هافینگتون پست کانادا گفته است:«مرکز نیویورک مکانی است که رادارهای کنترل را در اختیار دارد و بخش اعظمی از ترافیک هوایی داخلی و بین‌المللی در این منطقه را بر عهده دارد. بخشی از منطقه هوایی تحت کنترل این رادار با قسمت کانادایی در ارتباط همیشگی هستند و کنترل هواپیماها را به یکدیگر واگذار می‌کنند و امنیت پروازها در این منطقه هوایی را با همکاری یکدیگر انجام می‌دهند.»

به گفته دیوید لومباردو، تعطیلی دولت آمریکا تأثیر چشمگیری بر وضعیت مالی کارکنان کنترل ترافیک هوایی داشته است.

بسیاری از این کارکنان پیش از این نیز تعطیلی دولت را تجربه کرده بودند، اما هیچ یک به این اندازه طولانی نبودند.

به گفته وی، بسیاری از این کارمندان که برای Federal Aviation Administration  کار می‌کنند، فیش حقوقی این ماه آنها صفر بوده است. بسیاری دیگر اضافه کاری می‌کنند، روزهای تعطیل کار می‌کنند و در شیفت‌های شب و آخر هفته که پیش از این نیز دچار کمبود نیرو بوده‌اند در حال کار هستند.

کارکنان بخش کنترل ترافیک هوایی منطقه آتلانتیک در این اقدام تنها نبوده‌اند.

مرکز مونترال برای مرکز بوستون پیتزا فرستادند، کارکنان مرکز کنترل فرودگاه بین‌المللی پیر ترودو نیز برای همکاران خود در برلینگتون ورمونت و فرودگاه LaGuardia  در نیویورک پیتزا خریدند.

کارکنان مرکز کنترل فرودگاه تورنتو نیز همین عمل را برای همکاران خود در مرکز کنترل کلیولند اوهایو انجام دادند و مرکز ونکوور برای مرکز سیاتل در آمریکا پیتزا خریدند.

به گفته David Lombardo پس از پخش خبر در بین دیگر مراکز کنترل هوایی در سراسر کانادا، تقریباً همه مراکز کنترل هوایی کانادا برای همکاران خود در جنوب مرز همین عمل را انجام دادند.

آقای  ران سینگر، مدیر رسانه‌ای  Nav Canada، شرکت غیر انتفاعی که کارکنان کنترل ترافیک هوایی سراسر کانادا را در استخدام خود دارد، در گفتگو با هافینگتون پست اعلام کرده است:« ما بسیار مفتخر هستیم که کارکنان کنترل هوایی کانادا همدردی خود را با همکارانشان در آمریکا اعلام می‌کنند، اما تعجب نکردیم.»

کارکنان کنترل هوایی آمریکا برای کار در طی دو هفته اول سال ۲۰۱۹، هیچ حقوقی دریافت نکرده‌اند، و هر روز فشار بر دونالد ترامپ برای بازگشایی دولت بیشتر می‌شود.

خبر مربوطه

دو جاسوس ایرانی در جنوب کالیفرنیا دستگیر شدند

دو جاسوس ایرانی در جنوب کالیفرنیا دستگیر شدند

اختصاصی پرژن میرور از کالیفرنیا

یکی از پیشخدمت‌های یک رستوران ایرانی در منطقه اورنج کانتی در جنوب کالیفرنیا، به اتهام جاسوسی برای دولت ایران توسط مأموران اف بی آی دستگیر شد.

به گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز، مجید قربانی که در رستوران دریا، در مرکز خرید South Coast Village Plaza مشغول به کار بوده، برای مدت‌های طولانی به همراه فرد دیگری به نام احمد‌رضا محمدی دوستدار، اهل شهر لانگ بیچ که شهروند آمریکا نیز هست، در حال جمع‌آوری اطلاعات مختلف برای دولت ایران بوده‌اند.

ملیسا اتحاد، گزارشگر روزنامه لس‌انجلس تایمز نوشته است، مجید قربانی و احمدرضا محمدی دوستدار، بیش از یکسال مراکز و ساختمان‌های مرتبط با کشور اسرائیل و یهودیان و همچنین گروه‌های مخالف دولت ایران در مناطق مختلف آمریکا را تحت نظر داشته‌اند.

ماموران FBI برای ماه‌های متوالی حضور این دو فرد در مناسبت‌های مختلف و جلسات برگزار شده مخالفان جمهوری اسلامی در آمریکا، بخصوص در جنوب کالیفرنیا را تحت نظر داشتند، و حتی به هنگام بازگشت این دو فرد از سفر اخیر خود به ایران، چمدان‌های هر دو را در فرودگاه مورد بازرسی قرار داده بودند و مدارکی از لیست افراد و مکان‌های مورد هدف این دو را پیدا کرده بودند.

مجید قربانی ۵۹ ساله که در رستوران دریا به مدت بیست سال مشغول به کار بوده است، در میان جامعه ایرانی منطقه اورنج کانتی بسیار محبوب بوده و اکثر مشتریان این رستوران از نحوه خدمات وی رضایت داشته‌اند.

مجید قربانی به هنگام دستگیری توسط مأموران پلیس فدرال آمریکا در محل این رستوران مشغول به کار بوده است.

بر اساس گزارش لس آنجلس تایمز، صاحب رستوران دریا گفته است که وی از فعالیت‌های خلاف قانون مجید قربانی، از جمله ملاقات‌های وی با همدست خود(احمدرضا محمدی دوستدار) که در محل این رستوران انجام میگرفته، هیچ اطلاعی نداشته است.

به گفته پلیس فدرال آمریکا، بین تابستان ۲۰۱۷ تا بهار ۲۰۱۸، هر دو متهم سفرهایی در داخل خاک آمریکا انجام می‌داده‌اند، و از شرکت کنندگان در گردهمایی‌های سازمان مجاهدین خلق در شهر‌های نیویورک و واشنگتن دی سی فیلم‌برداری کرده و همینطور از مراکز یهودیان در شهر شیکاگو عکس‌برداری کرده‌اند.

در همین مدت، هر دو این متهمان، چندین بار به ایران مسافرت کرده بودند.

بر اساس یکی از مدارک مورد استناد پلیس فدرال آمریکا علیه متهمان، پلیس فدرال نوار ضبط شده‌ای از گفتگو میان مجید قربانی و احمدرضا محمدی دوستدار را به دست آورده است که در طی آن مجید قربانی در حال ارائه گزارش در مورد گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در نیویورک به احمدرضا دوستدار بوده است.

مشخص نیست که قربانی و دوستدار برای اولین بار چگونه با هم آشنا شدند، اما بازرسان اف بی آی معتقدند که اولین ملاقات رو در رو بین این دو نفر در محل رستوران دریا، محل کار مجید قربانی اتفاق افتاده است.

مجید قربانی که همکاران و همسایگان وی او را فردی آرام و خوش صحبت معرفی نموده‌اند، متولد ایران است و در سال ۱۹۹۵ به آمریکا مهاجرت کرده است.

احمدرضا محمدی دوستدار، متولد شهر لانگ بیچ در جنوب لس آنجلس است. او در سنین نوجوانی به کانادا نقل مکان کرده و سپس برای زندگی به ایران رفته بود. وی مشاور تکنولوژی‌های مرتبط با انرژی بوده و چندین بار جهت دیدار به آمریکا سفر داشته است، وی قصد داشته تا همسر و دختر تازه متولد شده خود را به آمریکا بیاورد.

ماموران پلیس فدرال در روز نهم آگوست ۲۰۱۸ در طی عملیاتی به رستوران دریا رفته و مجید قربانی را دستگیر کردند و همزمان و در همان روز احمدرضا محمدی دوستدار را نیز در شیکاگو دستگیر کردند.

مایک کاظمی وکیل مهاجرت در شهر ارواین به روزنامه لس آنجلس تایمز گفته است:« حسی از ترس و وحشت در میان جامعه ایرانی مقیم آمریکا به وجود آمده، که حکومت ایران افرادی را برای تحت نظر گرفتن حرکت‌های ایرانیان به آمریکا می‌فرستد».

خبر مربوطه

Share This