GreenFlow

در لحظه‌ای از اندوه، من سرپیچی را برگزیدم؛ مانند ایرانیان امروز

by | Feb 3, 2026

لیلی پورزند  متخصص ایرانیکانادایی برابری جنسیتی  

اندوهِ سیاسی برای بسیاری از ایرانیانی که در ۴۷ سال گذشته عزیزان خود را به دست جمهوری اسلامی از دست داده‌اند، آشناست. 

پانزده سال پیش، پدر روزنامه‌نگارم در ایران و در حصر خانگی، در سن ۸۰ سالگی به‌طرزی تراژیک جان باخت. تنها چند ساعت پس از مرگش، در حالی که از هم پاشیده بودم، خود را برای حضور زنده در تلویزیون (بی‌بی‌سی فارسی) آماده می‌کردم تا دربارهٔ این فقدان سخن بگویم. 

غریزی دست به سوی لباس‌های مشکی کمدم بردم. اما مکث کردم و به خود یادآور شدم که این اندوه، اندوهی معمولی نیست. نخستین حضور عمومی من پیامی سیاسیِ نیرومند در بر داشت. اگر آزادی و جانش را از او گرفته بودند، من باید بازتاب‌دهندهٔ میراث قهرمانانهٔ مقاومت او می‌بودم.

اشک‌هایم را پاک کردم، چون جنگجویی استوار ایستادم و به‌جای سیاه، سفید را برگزیدم. آن روز در تلویزیون زنده، ساده گفتم: «او اکنون آزاد است» و زندگی‌اش، مبارزه‌اش و آزادی‌اش را جشن گرفتم. 

در نخستین سالگرد رفتنش، دوستان را گرد آوردم و کیکی بریدم. بر آن، بیتی از شاعر فروغ فرخزاد نوشتم: «پرواز را به خاطر بسپار. پرنده مُردنی‌ست.» 

در آن لحظه، اندوه تنها ابزاری بود که برای نشان دادن مقاومت در دست داشتم. تنها ابزاری بود که با آن می‌توانستم روایت پدرم را پس بگیرم. قرار نبود آن‌گونه که رژیم بی‌رحم و قاتلانش انتظار داشتند سوگواری کنم: شکسته، شکست‌خورده، خاموش. این، کنشی از مقاومت در برابر دردی تحمیلی بود. در آن لحظه، بازپس‌گیریِ شیوهٔ سوگواری‌ام تنها قدرت من بود. سرم را بالا گرفتم و نامش را بلند و با افتخار صدا زدم. 

اندوهِ سیاسی، سوگواریِ شخصی نیست؛ کنشی عمومی از مقاومت است.

امروز، ایران یکی از تاریک‌ترین لحظات تاریخ معاصر خود را می‌گذراند. بیش از ۳۰ هزار نفر در جریان تظاهرات مسالمت‌آمیز—وقتی میلیون‌ها نفر برای تغییر رژیم، آزادی و دموکراسی به خیابان‌ها آمدند—به‌دست رژیم به شکلی وحشیانه کشته شده‌اند. 

اینترنت قطع شد. کشتاری به‌دنبال آمد. با پیکرها بی‌حرمتی شد؛ بی‌مراسم روی هم انباشته شدند و از خانواده‌ها دریغ گشتند. عزیزان، روزها در میان هزاران جسد به جست‌وجو پرداختند. بسیاری از خانواده‌ها مجبور شدند برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان پول بپردازند یا برگه‌های دروغینی را امضا کنند که مرگ را «طبیعی» اعلام می‌کرد.

با این همه، در دلِ این عمیق‌ترین دردِ جمعی، آنچه سر برآورده نه سکوت است و نه تسلیم، بلکه بازپس‌گیریِ قدرتمندِ روایت و صدا از مسیر اندوه. 

در سراسر ایران، خانواده‌ها نمی‌پذیرند که عزیزانشان فقط به‌عنوان قربانی به یاد آورده شوند. اصرار دارند که آنان قهرمان شناخته شوند. وقتی پیکرها سرانجام بازگردانده می‌شوند، خانواده‌ها در شرم و رنج خاموش پنهان نمی‌شوند. نام‌ها را بلند و با افتخار فریاد می‌زنند. خاک‌سپاری‌ها و یادبودها دیگر لحظات خصوصیِ فقدان نیستند؛ به نمایش‌های عمومیِ مقاومت بدل شده‌اند. 

در مرکز این آیین‌ها، مادرانی ایستاده‌اند که پسران و دختران جوان و شجاعشان به‌طرزی بی‌رحمانه از آنان گرفته شده است. این زنان سر فرود نمی‌آورند. چون جنگجویان افسانه‌ای، سرافراز می‌ایستند و نام فرزندانشان را با غرور صدا می‌زنند. بسیاری فضا را با «کِل»—هلهلهٔ زیر و بلندِ زنانه در جشن‌ها—پر می‌کنند. این انکارِ درد نیست؛ امتناع از شکستن است.

این یادبودها دیگر یادآور مراسم سنتیِ سوگواری نیستند. موسیقیِ محبوب پخش می‌شود. مردم با اشک می‌خوانند و می‌رقصند، گاه حتی بر مزار عزیزانشان. گل‌ها و بادکنک‌ها فضا را پر می‌کنند. کیک بریده می‌شود. پرندگان از قفس‌ها به آسمان رها می‌شوند؛ پیامی نیرومند که شاید جسم را کشته باشند، اما روح به سوی آزادی در پرواز است. 

این، اندوهِ سیاسی در عمل است. 

سوگواری به این شیوه یعنی پافشاری بر اینکه حتی در مرگ، کرامت باقی می‌ماند و آزادی—وقتی یک‌بار تصور شود—دفن‌شدنی نیست. دیکتاتورها می‌توانند بکشند، اما جاودانه نخواهند ماند.

«پرواز را به خاطر بسپار. پرنده مُردنی‌ست.» — فروغ فرخزاد

* این مقاله در شماره ۲ فوریه ۲۰۲۶ روزنامه تورنتو استار(Toronto Star) منتشر شده است.

* اخبار و گزارش‌های گوناگون را در سایت، کانال یوتیوب و صفحات مجازی پرژن میرور دنبال کنید.

بحران در آسمان کانادا

بحران در آسمان کانادا

اختلافات کارگری میان شرکت هواپیمایی «وست‌جت» و مهمانداران آن به مرحله حساس و شکننده‌ای رسیده است.

شلیک دوباره به کنسولگری آمریکا در تورنتو

شلیک دوباره به کنسولگری آمریکا در تورنتو

تیراندازی دوباره به ساختمان کنسولگری ایالات متحده در مرکز شهر تورنتو، بار دیگر امنیت دیپلماتیک کانادا را به چالش کشید. بامداد دوشنبه، حوالی ساعت ۴:۴۶ صبح، مامور پلیس مستقر در خیابان «یونیورسیتی» صدای شلیک گلوله‌ای را شنید.

برای درج آگهی خود در پرژن میرور

با ما تماس بگیرید

info@persianmirror.ca

به خبرنامه پرژن میرور بپیوندید

Join our mailing list to receive the latest news and updates

You have Successfully Subscribed!

Share This

Share This

Share this post with your friends!