آخرین آمار سرشماری در باره تعداد مهاجران و ترکیب جمعیتی کانادا

by Oct 25, 2017Page One, جهان, خبر کانادا, مهاجرت0 comments

براساس آخرین آمار منتشر شده در روز چهارشنبه ۲۵ اکتبر، از سوی اداره آمار کانادا، بیش از یک پنجم کاناداییها در خارج از کانادا به دنیا آمدهاند.

موضوعات مربوط به تعداد و موقعیت مهاجران در ساختار جمعیتی کانادا از ماهها پیش مورد بحثها و گفتگوهای گوناگون است.

آمار منتشر شده توسط اداره آمار کانادا مربوط به نتایج سرشماری سراسری سال ۲۰۱۶ است. براساس این آمار ۲۱/۹ درصد، یعنی بیش از یک پنجم از جمعیت کانادا، از مهاجران تشکیل شده است.

بیشترین درصد تعداد مهاجران در ساختار جمعیتی کانادا، در ۱۵۰ سال گذشته، مربوط به سرشماری سال ۱۹۲۱ بوده که تعداد مهاجران را ۲۲/۳ درصد کل جمعیت کشور تعیین کرده بود.

در سرشماری سال ۲۰۱۱ تعداد مهاجران ۲۰/۶ درصد کل جمعیت کانادا بوده است.

به گزارش اداره آمار کانادا افزایش تعداد مهاجران به نسبت سرشماری سال ۲۰۱۱، به دلیل اضافه شدن تعداد پذیرش مهاجران در سال، افزایش تعداد مرگ و میر افرادی که در کانادا به دنیا آمده بودند و نیز کاهش میزان زاد و ولد در میان جمعیت غیر مهاجر کاناداست.

سرشماری سال ۲۰۱۶ تعداد کل مهاجران(افرادی که در خارج از کانادا به دنیا آمدهاند) را ۷ میلیون و ۵۴۰ هزار و ۸۳۰ نفر ثبت کرده است.

در سرشماری سال ۲۰۱۱ تعداد مهاجران در کل جمعیت کانادا ۶ میلیون و ۷۷۵ هزار و ۷۶۵ نفر بوده است.

به گزارش اداره آمار کانادا تعداد مهاجران فیلیپینی که در فاصله سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ به کانادا مهاجرت کردهاند بیش از مهاجران کشورهای دیگر بوده است.

پس از فیلیپین تعداد مهاجران چینی و هندی قرار دارند و مهاجران ایرانی در ردهبندی تعداد مهاجران به کانادا در رده چهارم قرار دارند.

آمارها نشان میدهد در فاصله دو سرشماری بیش از ۴۰ هزار ایرانی به کانادا مهاجرت کردهاند. در سالهای پیش از ۲۰۱۱ تعداد ایرانیانی که هرسال به کانادا مهاجرت میکردند از ۵ هزار تا ۷ هزار تن در نوسان بوده است.

براساس گزارش روز چهارشنبه اداره آمار کانادا، بیشتر افرادی که در شهرهای بزرگ کانادا زندگی میکنند در گروه Visible minorities(اقلیتهای آشکار یا مشخص) قرار دارند.

بیش از نیمی از افرادی که در شهر تورنتو در سال ۲۰۱۶ سرشماری شدهاند خود را متعلق به اقلیتهای آشکار معرفی کردهاند. در سرشماری سال ۲۰۱۱ تعداد اقلیتهای آشکار در میان جمعیت تورنتو ۴۹ درصد بوده که در سرشماری سال ۲۰۱۶ این رقم به ۵۱/۱ درصد رسیده است.

از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ تعداد ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر به کانادا مهاجرت کردهاند.

از کل تعداد مهاجران به کانادا در پنج سال گذشته، ۶۱.۸ درصد از کشورهای آسیایی(از جمله کشورهای منطقه خاورمیانه) به کانادا آمدهاند و ۱۳/۴ درصد هم از کشورهای آفریقایی به کانادا مهاجرت کردهاند.

در سال ۱۹۷۱(۴۶ سال پیش)، ۶۱/۸ درصد از مهاجران به کانادا از کشورهای اروپایی آمده بودند در حالیکه در سرشماری سال ۲۰۱۶ این رقم به ۱۱/۶ درصد کاهش یافته است.

بنا به تعریف اداره آمار کانادا، مهاجران افرادی هستند که در خارج از خاک کانادا به دنیا آمده و بعنوان مهاجر اجازه اقامت دائم در کانادا دریافت کردهاند. پناهندگان، مهاجران اقتصادی و مهاجران اسپانسر شده از طریق روابط خانوادگی در گروه مهاجران قرار دارند.

جمعیت غیر مهاجر کانادا افرادی هستند که در زمان تولد شهروند کانادا بودهاند.

گروه دیگر در ترکیب جمعیتی کانادا افرادی هستند که شهروند کشورهای دیگر هستند، اما با اجازه موقت کار یا تحصیل یا عنوان دیگری، بطور موقت، در کانادا ساکن هستند. افراد متقاضی پناهندگی در گروه افراد غیر مهاجر و غیر کانادایی سرشماری میشوند.

یکی از کهنسال‌ترین مهاجران ایرانی-کانادایی در ۱۱۳ سالگی درگذشت

یکی از کهنسال‌ترین مهاجران ایرانی-کانادایی در ۱۱۳ سالگی درگذشت

محمد تاج‌دولتی انسان‌هایی که در جهان زندگی پس از صد سالگی را تجربه می‌کنند، کم شمارند. در این میان مردانی که از مرز صد سالگی عبور می‌کنند کم شمارترند. تعداد ایرانیانی که یک قرن زندگی را پشت‌سر می‌گذارند از میانگین کهنسالان صد سال به بالا در جهان کم‌تر است. و طبعا در...

تئاتر کودک ابزاری موثر برای آموزش زبان و فرهنگ پارسی

تئاتر کودک ابزاری موثر برای آموزش زبان و فرهنگ پارسی

مازیار شیبانی‌فرنمایش مبتنی بر قصه و گفت‌وگو(دیالوگ) است. بنابراین استفاده از زبان در نمایش اهمیت ویژه‌ای دارد. جذابیت قصه و تاکید بر استفاده از زبان شرایطی را به وجود می‌آورد که کودکان و نوجوانان در آموزش زبان پیشرفت زیادی داشته باشند. به‌ویژه که نمایش می‌تواند فرهنگ...

امکانات بیشتر پلیس انتاریو برای پیدا کردن افراد گمشده سالمند

امکانات بیشتر پلیس انتاریو برای پیدا کردن افراد گمشده سالمند

خبرهای مربوط به ناپدید شدن شهروندان ارشد(سالمندان) مدام در رسانه‌ها منتشر می‌شود. بسیاری از افراد سالمند ناپدید شده بطور عادی از محل سکونت خود خارج شده و دیگر باز نگشته‌اند.

ناپدید شدن افراد سالمند با توجه به رشد تعداد آنها، دولت محافظه‌کار انتاریو را به فکر چاره انداخته است.

در همین زمینه روز هشتم آگوست ریموند چو، وزیر سالمندان و دسترسی به امکانات رفاهی دولت انتاریو، همراه با مقامات پلیس منطقه یورک و  با حضور مایکل پارسا(ایرانی تبار)، دیزی وای، بیلی پنگ، و لوگان کاناپاتی، نمایندگان پارلمان انتاریو، امکانات و تسهیلات جدید برای کمک به پلیس جهت پیدا کردن افراد سالمند گمشده را اعلام کردند.

براساس آمار رسمی بیش از ۲۴۰ هزار نفر سالمند در استان انتاریو با بیماری زوال عقل(دمانس) زندگی می‌کنند. تجربه‌های گذشته نشان داده است که توانایی پیدا کردن افراد سالمند در بیست و چهار ساعت اول، پس از گم شدن آنها، برای نجات جانشان بسیار حیاتی است.

استان انتاریو با در اختیار گذاشتن امکانات بیشتر در خدمت ماموران پلیس جهت بررسی و تحقیقات سریع و مؤثر برای افراد سالمند گمشده، امنیت سالمندان را در اولویت قرار داده است.

ریموند چو، وزیر سالمندان و دسترسی گفته است، زمانی که یک فرد سالمند گم می‌شود، هر دقیقه برای کمک به امنیت آنها سرنوشت ساز است، به همین جهت دولت از طریق قرار دادن خدمات ضروری اولیه برای کمک به پیدا کردن سریعتر افراد سالمند گمشده، سلامت و آرامش خانواده‌های آنان را در اولویت قرار داده است.

قانون مربوط به امنیت افراد گمشده که در اول ماه ژوئیه گذشته از طرف دولت اعلام شد، به پلیس اجازه می‌دهد، از امکانات و تسهیلات گسترده‌تری برای یافتن افراد سالمند ناپدید شده استفاده کند.

براساس قوانین و تصمیمات جدید دولت پلیس می‌تواند:

– به اسناد و مدارکی که روند تحقیقات را سریع‌تر می‌کند دسترسی کامل پیدا کند.

– برای ورود به همه اماکنی که می‌توانند فرد گمشده را پیدا کنند حکم بازرسی بگیرند.

– و بدون نیاز به حکم دادگاه دستور به اطلاعات خصوصی افراد در رابطه با یافتن افراد گمشده دسترسی فوری داشته باشد.

این قانون همچنین شامل دستور‌العمل‌هایی در مورد نوع اطلاعاتی که پلیس می‌تواند درباره فرد گمشده قبل و پس از پیدا کردن آنها فاش سازد، نیز هست.

پیش از این، هر زمان که فردی بدون مدرک و انگیزه فعالیت مجرمانه ناپدید می‌شد، پلیس در مورد روش‌های تحقیق محدودیت‌هایی داشت. با این قانون، پلیس می‌تواند همزمان با ایجاد تعادل و هماهنگی در مورد نگرانی‌های حفظ اسرار شخصی افراد، سریع‌تر از گذشته به تحقیقات درباره افراد گمشده پاسخ دهد.

سیلویا جونز، معاون دادگستری استان انتاریو گفته است:« پلیس و اعضاء خانواده‌ها به ما می‌گویند که ساعات اولیه پس از گم شدن هر فرد بحرانی‌ترین ساعات است. به همین دلیل است که ما ابزار و امکانات بیشتری برای پیدا کردن سریع‌تر عزیزانمان فراهم کردیم.»

موارد مهم:

– پنجاه درصد از افرادی که به مدت ۲۴ ساعت یا بیشتر گم می‌شوند، در معرض خطرات جدی یا حتی مرگ قرار می‌گیرند.

– شصت درصد از افرادی که با زوال عقل (دمانس) زندگی می‌کنند در مرحله‌ای از زندگی خود اغلب بدون هشدار قبلی ناپدید می‌شوند.

– برای گزارش به پلیس درباره فرد گمشده در انتاریو باید فوراً اقدام کرد و فرصت را از دست نداد.

براساس گزارش پلیس در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۷۵۰۰ نفر در استان انتاریو ناپدید شدند. 

GreenFlow

مروری بر دلایل جمع گریزی ایرانیان کانادا

مروری بر دلایل جمع گریزی ایرانیان کانادا

مازیار شیبانی‌فر

مروری بر دلایل جمع گریزی ایرانیان

بیش از سه دهه است که‌ایرانیان، کشور کانادا را به عنوان یکی از اصلی‌ترین مقاصد مهاجرت خود برگزیده‌‌اند. در حال حاضر آمار رسمی‌و دقیقی از تعداد‌ایرانیان ساکن کانادا در دست نیست، اما تخمین زده می‌شود بیش از ۲۰۰ هزار‌ایرانی در سراسر کانادا زندگی می‌کنند.

در برخورد با ‌ایرانیان ساکن کانادا، یکی از مسایل بسیار مشهود، نبود انسجام – به مفهوم واقعی کلمه – در بین جامعه ‌ایرانیان است. با ‌اندکی تحقیق و بررسی موضوع، خیلی زود مشخص می‌شود که مشکل اصلی در بین اعضای جامعه (کامیونیتی)‌ایرانی، گسست یا به عبارت دیگر اختلاف شدید فرهنگی است. موضوعی که طی دو دهه اخیر روز به روز بیشتر شده است و بر روی ‌ایرانیان تازه‌وارد نیز تاثیر بدی دارد.

برخی از ‌ایرانیان بر‌این باورند که اختلاف عقیده سیاسی میان ‌ایرانیان موجب شده است تا شرایط کنونی پیش بیاید، اما به نظر می‌رسد که ‌این موضوع بیشتر بهانه است. طی چند سال گذشته، مهمترین مشکلی که ‌ایرانیان در کانادا با آن مواجه بوده‌اند، مشکلات مربوط به درآمدزایی و یافتن شغلی هماهنگ با پیشینه حرفه‌ای اصلی‌شان است. حقیقت ‌این است که تفاوت‌های فرهنگی عمیقی که میان‌ ایرانیان وجود دارد، مانع اصلی و اساسی برای برقراری ارتباط میان آنها می‌شود.

صاحب‌نظران بر‌این باورند که فرهنگ مجموعه‌ای است از هر آنچه مردمان با آن زندگی می‌کنند. فرهنگ مجموعه‌ای پیچیده‌ از قوانین، آداب و رسوم، عادت‌ها، باورها  و مسایل اخلاقی اعضای یک جامعه است. به دیگر سخن، فرهنگ، راه مشترک زندگی کردن، ‌اندیشیدن و کنش افراد یک جامعه یا کشور نسبت به مسایل و موضوع‌های مختلف زیستگاه‌شان است.

در ‌ایران با توجه به تغییرات جدی در زمینه مسایل سیاسی و اجتماعی به خصوص طی ۴ دهه گذشته، شرایطی به وجود آمده است که به نظر می‌رسد بسیاری از موضوع‌های مشترک فرهنگی میان ‌ایرانیان کمرنگ شده یا به طور کلی از میان رفته است. شاید نگاهی گذرا به برخی از ‌این مسایل و بررسی بسیار اجمالی آنها، بتو‌اند تا حدودی دلایل اصلی گسست فرهنگی را نمایان کند.

ناکارآمدی سیستم آموزشی در ایران

طی چند سال گذشته در ایران، آموزش در سطح مدارس و حتی دانشگاه‌ها، فقط اختصاص به ارائه سرفصل‌های درس‌های مختلف داشته و در عمل هیچ کاری در زمینه رشد فرهنگی دانش‌آموزان و دانش‌جویان صورت نگرفته است.

به همین خاطر است که دانش‌آموزان با همان تربیت خانوادگی وارد مراکز آموزشی می‌شوند و با همان افکار و آموخته‌ها نیز مدرسه و دانشگاه را ترک می‌کنند، بی آنکه کمترین تغییری در شیوه رفتار یا نگاه آنها به مسایل مختلف زندگی پدید آمده باشد. در‌ این میان برخی تعصب‌های قومی ‌و زبانی نیز شرایط را بیش از پیش پیچیده می‌کند.

حال شما نگاه کنید به سیستم برخی دیگر از کشورهای توسعه یافته از جمله همین کانادا. در مدارس حتی شیوه درست عطسه کردن نیز آموزش داده می‌شود. البته بدون شک این سیستم آموزشی نیز بی‌عیب و نقص نیست، اما نکته اصلی و مهم این است که مراکز آموزشی می‌کوشند فرهنگ کشورشان را در سطحی هماهنگ و تعریف شده به دانش‌آموزان و دانش‌جویان بیاموزند. برای نمونه، فرهنگ کار کردن و اهمیت آن را از دوران نوجوانی به صورت عملی به کودکان و نوجوانان می‌آموزند و بر گسترش آن تاکید می‌کنند.

خودشیفتگی و خودمحوری

یکی از مشکلات بزرگی که به خصوص در میان بسیاری از ‌ایرانیان ساکن کانادا دیده می‌شود، نوعی خودشیفتگی است. بیشتر مهاجران ‌ایرانی برخوردار از دانش و تجربه‌های شاخصی در مشاغل اصلی خود هستند. همین عامل هم به آنها در پروسه پیچیده مهاجرت به کانادا کمک می‌کند، اما شاخص بودن در حرفه باعث ایجاد حس خودشیفتگی در بین ایرانیان می‌شود و خود را مرجع همه‌چیز می‌دانند و از دیگران نیز انتظار پیروی دارند.

پایین بودن آستانه تحمل در برابر انتقاد و شوخی و در بسیاری موارد حتی در برابر پیشنهادهای سازنده و موثر و کارآمد یکی دیگر از مشکلات ‌ایرانیان کانادا است که نه تنها همسویی را از آنها می‌گیرد، بلکه ریشه بسیاری از سوء‌تفاهم‌ها و درگیری‌هایی می‌شود که هیچ نتیجه‌ای به جز گسست فرهنگی بیشتر ندارد.

جمع گریزی و توهم توطئه

به نظر می‌رسد سال‌ها فشار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر ‌ایرانیان باعث شده است که آنها بیش از پیش جمع گریز و خودمحور شوند. ‌ایرانیان ساکن کانادا جای ‌اینکه جمع‌گرایی را تقویت کنند و در صورت وجود مشکل یا کمبود در هر مجموعه‌ای به دنبال راه حل باشند، ترجیح می‌دهند افکار خود را دنبال کنند و از جمع دور شوند. به ‌این ترتیب احساس امنیت و آرامش بیشتری دارند.

نکته مهم دیگر ‌این است که بسیاری از ‌ایرانیان کانادا نسبت به بیشتر گردهمایی‌هایی که‌ ایجاد می‌شود احساس بدبینی و نوع توهم توطئه دارند و در ‌این زمینه گاه دچار زیاده‌روی می‌شوند.

سخن آخر

البته مسایل و مشکلات فرهنگی بسیار زیادی دیگری وجود دارد که اشاره به آنها نیازمند چندین گزارش مفصل است، اما موضوع اصلی ‌این است که ‌این گسست‌های فرهنگی را بشناسیم و تلاش کنیم در جامعه جدیدی که عضو آنها هستیم یعنی کشور چندفرهنگی کانادا شرایط تازه‌ای از نظر فکری و فرهنگی برای خود ‌ایجاد کنیم تا شرایط رشد و شکوفایی خود و اطرافیان‌مان را فراهم بیاوریم.

به یاد داشته باشیم که توجه به مسایل فرهنگی نیازمند تلاش، صبر، آموزش و تبادل ‌اندیشه و آرا است. در ‌این صورت است که می‌توانیم خود را برای برخورداری از جامعه(کامیونیتی) پویاتر و بهتری آماده کنیم.

GreenFlow

یک مرد کانادایی به قاچاق انسان در مرز کانادا و آمریکا اعتراف کرد

یک مرد ۶۲ ساله کانادایی به ۳۴ مهاجر چینی برای ورود به کانادا کمک کرده است.

یک مرد کانادایی در مورد چندین فقره اتهام قاچاق انسان در سراسر مرز آمریکا و کانادا اعتراف کرد و گناه خود را پذیرفت.

 روز دوشنبه، (سیاتل پست اینتلیجنسر) گزارش داد، که مرد ۶۲ ساله‌ای به نام مایکل کانگ پس از متهم شدن به جرم کمک به ۳۴ مهاجر چینی برای ورود غیر قانونی از آمریکا به کانادا، به گناه خود اعتراف کرد.

به گفته مقامات مسئول، این مهاجران با ویزا‌های قانونی از چین به آمریکا سفر کرده بودند و از مرز (طاق صلح)، حدود ۱۸۰ کیلومتری شمال سیاتل، به داخل کانادا آمده‌اند.

پس از ورود به کانادا، اغلب این افراد به شهری در نزدیکی تورنتو پرواز کرده‌اند تا در آنجا درخواست پناهندگی بدهند.

طبق اعلام مقامات مسئول، بیش از ۹۰۰ اسم خارجی در لیستی که در خانه مایکل کانگ پیدا شده است، وجود دارد و آنها بر این باور هستند که افراد نام برده شده در این فهرست بین سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۶ به کانادا قاچاق شده‌اند.

دولت کانادا گفته است که اتهامات مایکل کانگ با دست کم سه سال زندان اجباری همراه است.

GreenFlow

از پراکندگی تا یگانگی

از پراکندگی تا یگانگی

محمد تاج‌دولتی

اینگونه پیداست که گروه‌های قابل توجهی از انسان‌های دوران مدرن تمایل و توان ماندگاری، برای زندگی همه‌ی عمر، در یک جا و مکان را بیش از پیش از دست می‌دهند. جابه‌جایی خواسته یا ناخواسته گروه‌های انسانی، در درون سرزمین مادری و یا در گستره کره خاک پدیده‌ای است با چشم‌اندازی روبه‌ رشد.

در تاریخ معاصر ایرانیان، به جهات گوناگون، می‌توان انقلاب سال ۱۳۵۷ را نقطه آغاز روند جابه‌جایی‌های ناگزیر و یا خودخواسته، در درون جغرافیای کشور ایران، و پراکندگی گسترده آنان در بسیاری از کشورهای جهان دانست.

روندی که به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی چهاردهه گذشته در ایران، پیوسته سرعت گرفته است و هیچ نشانه‌ای در جهت برگشت‌پذیر بودن و یا کاهش سرعت این روند در افق نمایان نیست.

تشکیل باهمستان‌های کوچک و بزرگ ایرانیان در بیرون از مرزهای کشور، علاوه بر جاذبه‌های کشورهای محل استقرار مهاجران ایرانی، دلیل یگانه و ناملموس اما بسیار مهم دیگری هم داشته است، که نامش «هویت ایرانی» است. هویتی که آمیزه‌ای از نقاط مشترک فرهنگی و زبانی و قومی و تباری مردمانی است که پیش و بیش از هرچیز «ایرانی» بودن را مهم‌ترین شناسه معرفی و بودن خود می‌دانند.

هویت ملی شاید برای کثیری از ایرانیان، مانند ملت‌های دیگر، پس از تأمین امنیت و کار، حیاتی‌ترین نیازی باشد که در پی حفظ و تقویت آن خواهند بود. زندگی در سرزمینی که ناآشناست و همزیستی با مردمانی که سلام‌ات را به زبانی دیگر پاسخ می‌دهند، سرمنشاء حالتی است که «درد غربت» نام گرفته ‌است. دردی که بویژه روح و روان نسل اول مهاجران را آزار می‌دهد و نشانه‌های کم و بیشی از آن در سال‌های نوجوانی و جوانی نسل دوم مهاجران، به شکل‌ها و درجات گوناگون، بعنوان «هویت دوگانه» یا «بلاتکلیفی هویتی» بروز می‌کند.

مؤثرترین مرحم «درد غربت» چه می‌تواند باشد جز نزدیکی و مشاهده و گذران اوقاتی از زندگی روزمره، در برنامه‌ها و فعالیت‌هایی که جلوه‌هایی از هنر و فرهنگ و موسیقی و ادبیات سرزمین مادری دارد و با تار و پود ذهن تنیده شده است.

یکی از بارزترین و شاید طبیعی‌ترین ویژگی‌های جامعه‌های مهاجر در همه‌جا تفاوت دیدگاه‌ها و سلیقه‌های آنان در زمینه‌های سیاسی- اجتماعی جامعه‌ای است که در آن پرورش یافته و سال‌هایی از عمرشان را آن‌جا زندگی کرده‌اند. همین مردمان در باره کشور و سرزمینی که به آن مهاجرت کرده‌اند نیز دیدگاه‌های متفاوت سیاسی- اجتماعی دارند. بقا و بالندگی همه‌ي تمدن‌های بشری مگر جز به دلیل تفاوت دیدگاه‌های انسان‌ها در هر زمینه‌ای در عصر و زمانه خود میسر بوده است.

اما آنچه که در ادبیات سیاسی- اجتماعی دنیای معاصر بعنوان ارزش‌های ملی و هویتی ملت‌ها از آن نام برده می‌شود، نقاط مشترک فکری آنان است که مهم‌ترین خاستگاه و بستر بروز آن فعالیت‌های فرهنگی-هنری است.

در میان باهمستان‌های ایرانی شکل گرفته در چهارگوشه جهان، در چهاردهه گذشته، جامعه ایرانیان کانادا، در کنار همه شباهت‌هایی که با دیگر جوامع ایرانی در کشورهای دیگر دارد، از ویژگی‌های خاصی نیز برخوردار است.

میزان بالای مهاجرپذیری کانادا، شرایط آسان مهاجرت و کسب شهروندی کانادا(به نسبت سایر کشورهای مهاجرپذیر)، تنوع قومی و فرهنگی کانادا و چند عامل دیگر، باعث شده است این کشور یکی از جذاب‌ترین قطب‌ها و مکان‌های زیست و فعالیت برای ایرانیان خواستار مهاجرت بشود.

به شهادت آمار رسمی، بزرگشهر تورنتو، در صدر شهرها و مناطق بیرون از ایران است که در یک محدوده جغرافیایی مشخص بیشترین تعداد ایرانیان مهاجر(خواسته یا ناخواسته) در آن زندگی می‌کنند.

حضور بیش از صدهزار ایرانی در بزرگشهر تورنتو و فعالیت‌های گسترده اقتصادی ایرانیان بستر مناسبی برای فعالیت‌های گوناگون فرهنگی-اجتماعی پدید آورده است.

یکی از فعالیت‌های فرهنگی-هنری ایرانی، در جامعه ایرانیان کانادا، جشنواره تیرگان است که از ۱۳ سال پیش روند رو به رشد بسیار چشم‌گیری را ادامه داده است.

جشنواره تیرگان، به ادعا، بزرگترین و گسترده‌ترین رویداد فرهنگی-هنری ایرانیان، نه فقط در تاریخ بیش از چهل ساله دیاسپورای ایرانی، که حتا در تاریخ معاصر و گذشته ایران است.

در همه‌ی جشنواره‌های تابستانی و نوروزی و برنامه‌های جنبی تیرگان، در ۱۳ سال گذشته، نزدیک به ۱۳۰۰ هنرمند ایرانی(با احتساب ۲۳۰ هنرمندی که در جشنواره تابستانی ۲۰۱۹ شرکت داشتند)، از ایران و کشورهایی که ایرانیان در آنجا اقامت دارند، هنرنمایی کرده‌اند.

در همین مدت بیش از ۶۰۰ هزار ایرانی و غیر ایرانی از برنامه‌های گوناگون تیرگان، در ۱۳ سال گذشته، بازدید کرده‌اند و انتظار می‌رود جشنواره تیرگان ۲۰۱۹ بیش از ۱۶۰هزار بازدید کننده ایرانی و غیر ایرانی از کانادا و کشورهای دیگر داشته باشد.

بن‌مایه (تِم) جشنواره تیرگان ۲۰۱۹ «یگانگی» است. یگانگی، در زبان و ادبیات فارسی در بسیاری اوقات مترادف و همردیف با همبستگی، اتحاد، ائتلاف، وحدت و اتفاق استفاده می‌شود، که در اذهان بسیاری، همراه با بار معنایی سیاسی و عقیدتی است. درحالیکه «یگانگی» را شاید ‌بتوان بیشتر مترادف با همدلی، یکدلی و همراهی در زمینه ارزش‌ها و فعالیت‌های فرهنگی پایدار و ماندگار به‌کار گرفت.

یگانگی و همدلی فرهنگی ایرانیان اگر نتواند در چشم‌انداز کنونی، راهگشای معضلات پیچ در پیچ ملت و کشور ایران باشد، به‌یقین بن‌مایه همدلی ایرانیان پراکنده در جهان خواهد بود.

میراث فرهنگی و هنری ایرانیان از گذشته‌های دور تا اکنون یگانه پُل و رشته پیوند دانه‌های پراکنده ایرانیان مهاجر است.

جشنواره تیرگان ۲۰۱۹، با بن‌مایه «یگانگی»، نه فقط پیش‌قراول و پرچمدار پیوند فرهنگی-هنری برای ایرانیان اکنون و آینده در دیاسپورای ایرانی، که عامل مؤثر همزیستی و همدلی با غیر ایرانیان در کشور چند قومی و چند فرهنگی کانادا نیز هست.

* این مقاله در «جشن‌نامه تیرگان ۲۰۱۹» چاپ شده است.

GreenFlow

زن ایرانی-کانادایی، پرچم‌دار کمپین آزادی ورود زنان ایرانی به استادیوم‌های ورزشی

زن ایرانی-کانادایی، پرچم‌دار کمپین آزادی ورود زنان ایرانی به استادیوم‌های ورزشی

گزارش ویژه پرژن میرور

مریم شجاعی، شهروند ایرانی- کانادایی و خواهر مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران برای لغو ممنوعیت ورود زنان ایرانی به استادیوم‌های ورزشی تلاش می‌کند.

روزنامه نیویورک ‌تایمز، این هفته گزارشی همراه با گفتگو با مریم شجاعی در باره کارزار رفع ممنوعیت از ورود زنان ایرانی به استادیوم‌های ورزشی منتشر کرده است.

تیم ملی فوتبال مردان ایران در بالاترین رده قاره آسیا قرار دارد. موقعیت فوتبال ایران در آسیا زمینه ساز علاقه‌مندی ایران، بعنوان کشوری از خاورمیانه برای میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ در این منطقه شده بود اما در نهایت امیر نشین قطر واجد شرایط میزبانی اعلام شد.

انتظار می‌رود در صورت راهیابی ایران به مسابقات جام جهانی ۲۰۲۲، هزاران نفر از علاقه‌مندان به فوتبال از ایران برای تشویق تیم کشور خود به قطر سفر کنند. بسیاری از این افراد زنان ایرانی هستند که در ایران زندگی می‌کنند، اما همچنان از حضور آنها در ورزشگاه‌های ایران برای تماشای مسابقات فوتبال باشگاهی و ملی ممانعت به عمل می‌آید.

بزرگترین مانع ایران برای راهیابی به مسابقات جام جهانی آینده بیرون از زمین چمن قرار دارد، چراکه کارزاری به راه افتاده است که برای رفع این ممنوعیت هر روز صدای بلندتری پیدا می‌کند. رهبران این کارزار، از جمله خواهر کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، از فیفا درخواست کرده‌اند که در صورت تداوم ممنوعیت حضور زنان برای تماشای مسابقات فوتبال در استادیوم‌های ایران، حضور ایران در جام جهانی آینده را ممنوع کند.

زنانی که این حرکت را رهبری می‌کنند، می‌گویند احساس آنها به تیم ملی ایران به اندازه طرفداران مرد ایرانی است، و امیدوارند تهدید جدی اخیر که توسط فیفا برای فدراسیون فوتبال ایران در مورد حضور زنان در استادیوم‌ها فرستاده شده است، منجر به لغو این ممنوعیت چهل ساله بشود.

ماه گذشته، جیانی اینفانتینو رییس فیفا در نامه‌ای که برای مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال ایران نوشت، از وی خواست تا قبل از پانزدهم ماه ژوئیه پاسخی درباره « قدم‌های محکم» فدراسیون فوتبال ایران برای اطمینان از حضور زنان ایرانی در مسابقات انتخابی جام جهانی، که در شهریور ماه آغاز می‌شود برای وی ارسال کند. این ضرب‌الاجل دوشنبه هفته گذشته بدون پاسخی از طرف ایران به پایان رسید.

مریم شجاعی، خواهر مسعود شجاعی کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، در طول پنج سال گذشته با نشان دادن بَنِر‌های اعتراضی خود در استادیوم‌هایی که تیم ایران در خارج از کشور بازی داشته است، نسبت به ممنوعیت حضور زنان ایرانی در استادیوم‌ها کارزار اعتراضی، از جمله در جام جهانی سال گذشته در روسیه به راه انداخته است.

وی در گفتگو با روزنامه نیویورک تایمز گفته است:« من از فیفا می‌خواهم تا فشار بیشتری به ایران بیاورد، و فشار بیشتر به معنی تحریم است، رفتار فدراسیون ایران باید نتایجی در بر داشته باشد، که یکی از آنها می‌تواند تعلیق فدراسیون فوتبال ایران باشد.»

تاکنون فیفا علاقه چندانی برای جریمه ایران به جهت تخلف از آنچه که خود به عنوان « یکی از اصول بنیادین» فیفا توصیف می‌کند، نشان نداده است. اگر در نهایت فیفا اقدامی در این زمینه انجام دهد، این عمل می‌تواند برای شجاعی عواقب شخصی در بر داشته باشد. برادر او، مسعود سلیمانی شجاعی، در حال حاضر کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران است، و به عنوان یک قهرمان ملی در سه دوره جام جهانی برای ایران بازی کرده است.

مریم شجاعی، خواهر مسعود شجاعی، شهروند کانادا است و برای اولین بار خود را به عموم معرفی کرده است، و گفته است که پس از اینکه در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، مقبولیت تیم ملی فوتبال ایران را در میان زنان ایرانی مشاهده کرد، تصمیم به راه‌اندازی این کارزار گرفت. وی گفته است که کارزار اعتراضی او هیچ ربطی به برادرش ندارد. او حتی به برادرش نگفته بود که برای دیدن بازی‌های تیم ایران به روسیه سفر کرده بود، جایی که به عنوان اعتراض، کارزار «حق من» را به همگان معرفی کرد.

مقاومت در برابر این ممنوعیت در زمانی اتفاق می‌افتد که اخیراً جام جهانی زنان در فرانسه برگزار شد، و بازیکنان، طرفداران و دیگر افراد درباره مسائلی همچون، پرداخت‌های برابر به بازیکنان زن و سرمایه گذاری بیشتر در فوتبال زنان توسط فدراسیون‌های کشورها و دیگر مشکلات جنسیتی موجود در فوتبال زنان در معرض دید همگان قرار گرفت.

البته ایران دارای تیم ملی فوتبال زنان است، که با حجاب اسلامی در مسابقات شرکت می‌کنند و زمانی که در داخل ایران بازی دارند فقط در حضور تماشاچیان زن بازی می‌کنند و از حضور تماشاچیان مرد برای تماشای بازی آنها جلوگیری می‌شود.

عدم پیشرفت در این زمینه برای اینفانتینو شرم‌آور است، او در نوامبر سال ۲۰۱۸، در یک بازی در تهران به همراه مقامات ایرانی در استادیوم حضور یافت، که در آن بازی، ایران ممنوعیت حضور زنان در استادیوم را لغو کرد و به چند صد تن از زنان اجازه دادند تا در استادیوم بازی را از نزدیک ببینند. اینفانتینو در آن زمان گفت که این لحظه علامت پیشرفت است، در حالی که کنشگران این عمل را یک نمایش تبلیغاتی نامیدند که چیزی بیش از یک رفتار طراحی شده برای فریب یک فرد خارجی زود باور نبوده است.

مریم شجاعی در گفتگو با نیویورک تایمز گفته است که به دبیر کل فیفا، فاطما سامورا، پیش از آن بازی گفته بود که مسوؤلین ایرانی از حضور اینفانتینو در استادیوم آزادی تهران برای یک نمایش استفاده خواهند کرد. وی همچنین طوماری با بیش از ۲۰۰ هزار امضاء به دبیر کل فیفا نشان داده بود که در آن خواستار رفع ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌های ایران شده بودند.

یک فعال دیگر که بر علیه این محدودیت‌ها برای زنان ایرانی به مدت ۱۵ سال در حال فعالیت است، خانم دیگری است که خود را سارا معرفی کرده و از ترس دستگیری در ایران از ذکر نام خانوادگی خود خودداری کرده است. وی نیز گفته است که به باور او فیفا باید به جای صرفاً صحبت کردن در این باره قاطعانه عمل کند. از بیست نفر زنی که این کارزار را شروع کردند، و در حال حاضر آن را (استادیوم آزاد) می‌نامند، سارا تنها فردی است که در ایران مانده است. به گفته او، بقیه از کشور رفته‌اند.

در ماه مارس گذشته سارا به همراه ده‌ها تن از زنان و دختران ایرانی طرفدار فوتبال سعی داشتند تا برای تماشای بزرگترین مسابقه فوتبال داخل کشور که بین تیم‌های پرسپولیس و استقلال و با حضور نزدیک به یکصد هزار تماشاگر مرد انجام می‌شد، وارد استادیوم شوند، و عده‌ای از آنها که خود را به شکل پسران و مردان درآورده بودند، پس از اعتراض به عدم اجازه ورود به استادیوم برای چند ساعت بازداشت و زندانی شدند.

مریم شجاعی در سال ۲۰۰۷ به کانادا مهاجرت کرده است و در سال ۲۰۱۲ شهروند این کشور شده است.  بنرهای او هنگام حضور در دیگر کشورها از جمله در جام جهانی روسیه، جایی که فیفا دستور‌العمل‌های حقوق بشری جدیدی را اتخاذ کرد، توقیف شدند، و  به او گفته شد که برای حضور با این بنرها باید اجازه کتبی داشته باشد. مریم شجاعی گفته است: «من با دو روحانی محترم صحبت کردم، و آنها گفتند که این هیچ ربطی به اسلام ندارد.» ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌ها که به ورزش‌های والیبال و بسکتبال نیز گسترش یافته است، یک تضاد کامل با دیگر عرصه‌های فرهنگی در ایران ایجاد می‌کند، منجمله سالن‌های تأتر و سینما که افراد با جنسیت‌های مختلف به طور آزادانه و مختلط می‌توانند در آنجا حضور داشته باشند.

اما در کشوری که تحت تحریم‌های فلج کننده قرار گرفته است، تیم موفق فوتبال آن، با میلیون‌ها نفر طرفدار، هنگامی که تیم ملی ایران وارد زمین چمن فوتبال می شود، محبوبیت بی همتایی دارد. به گفته مریم شجاعی، این محبوبیت، به این معنی است که تهدید ممنوعیت حضور در مسابقات انتخابی جام جهانی به احتمال زیاد منجر به رفع ممنوعیتی خواهد شد که مدت زمان کمی پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ به اجرا درآمده است.

وی در پایان گفت:«چهل میلیون زن ایرانی طرفدار فوتبال هستند، و چهار دهه است که حضور آنها در استادیوم منع شده است. من فکر می‌کنم، اگر تیم ملی فوتبال ایران برای یک دوره جام جهانی محروم شود، ارزش ‌آن را دارد. مطمئن هستم که سرانجام، در ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر، مردم به ارزش آن پی خواهند برد.»       

GreenFlow

قمارباز ایرانی، برنده جایزه ۱۰ میلیون دلاری مسابقات جهانی پوکر در لاس وگاس

قمارباز ایرانی، برنده جایزه ۱۰ میلیون دلاری مسابقات جهانی پوکر در لاس وگاس

حسین انسان، ۵۵ ساله مقیم آلمان و ایرانی‌الأصل، با شکست ۸۵۶۸ تن از رقبای خود در مسابقات جهانی پوکر در لاس وگاس به مقام نخست دست یافت و جایزه ۱۰ میلیون دلاری این مسابقات را دریافت کرد.

حسین انسان، نفر دوم این مسابقات، داریو سامارتینو که برنده جایزه ۶ میلیون دلاری این مسابقات شد را در یک رقابت تنگاتنگ و ۸ ساعته پس از ۱۰۰ دست بازی، در دهمین و آخرین روز این مسابقات شکست داد.

در دست آخر، حسین انسان یک جفت شاه در اختیار داشت و سامارتینو تمام پول‌های خود را وارد بازی کرد، در حالی که برگ‌های در دست او بیش از یک فلاش مساوی یا استریت مساوی نبود، دو برگ شاهِ حسین انسان در نهایت پیروز شدند.

حسین انسان سومین فردی است که توانسته است جایزه ۱۰ میلیون دلاری را در یک مسابقه جایزه بزرگ از آن خود کند و دستبند فرد پیروز مسابقه اصلی این سری از مسابقات جهانی پوکر را به چنگ بیاورد. در سال ۲۰۰۵، جیمی گلد برنده جایزه ۱۲ میلیون دلاری و در سال ۲۰۱۴، مارتین یاکوبسن برنده جایزه ۱۰ میلیون دلاری این مسابقات شده بودند. این دومین مسابقه بزرگ در تاریخ این مسابقات از نظر میزان شرکت کنندگان در آن بود.

حسین انسان پس از نوئل فِرلانگ ۶۱ ساله که در سال ۱۹۹۹ نفر اول این مسابقات شد، مسن ترین فردی است که توانسته جایزه نخست این مسابقات را برنده شود.

آقای انسان در روزهای هشتم و نهم این مسابقات، دارای بیشترین تعداد ژتون بود و زمانی که به میز مسابقه نهایی رسید ارزش ژتون‌های وی از ۳۴ میلیون و پانصد هزار دلار به ۱۷۷ میلیون دلار رسیده بود.

حسین انسان به شبکه ورزشی ESPN  گفت:« باور کردنی نیست، نمی‌توانم این لحظه را درک کنم. بعد از ده روز خیلی هیجان زده هستم. باید بروم بخوابم و بیدار شوم، و بعد شاید متوجه بشوم که دستبند را برده‌ام. این جایزه بزرگی در طول دوران بازی‌های من است. خیلی خوشحالم. از طرفدارانم در آلمان، همچنین در ایران (محل تولد حسین)، و رفقای خودم در اینجا سپاسگزارم.»

در این مسابقات هیچ فرد آمریکایی در میان سه نفر اول حضور نداشت.

GreenFlow

Share This