
چرا دموکراسی در ایران به سود غرب است
دکتر رضا پرچیزاده
آخرین موج اعتراضات ضدحکومتی در ایران بحثها درباره تغییر رژیم را در محافل سیاستگذاری، رسانهای، و امنیتی غرب تشدید کرده است. اما تاریخ نشان میدهد که سقوط یک رژیم متخاصم لزوما پایان کار نیست، بلکه آغاز دغدغهای بهمراتب مهمتر است: چه چیزی جای آن را میگیرد؟
ایران اکنون در نقطهای سرنوشتساز ایستاده است، و نتیجهٔ تحولات نهتنها برای مردم ایران، بلکه برای توازن قوا در منطقه نیز تعیینکننده خواهد بود؛ توازنی که بهطور مستقیم منافع راهبردی غرب و متحدانش در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار میدهد.
فرض غالب در بسیاری از مباحث راهبردی این است که دموکراسی در مناطق بیثبات نوعی تجمل است، یا حتی گونهای آسیبپذیری محسوب میشود، و بنابراین «ثبات» باید در اولویت باشد. اما تجربهٔ سه دههٔ اخیر خلاف این را نشان میدهد. هر جا فروپاشی اقتدارگرایی با گذار دموکراتیک همراه نبوده، نتیجه بهندرت آرامش بوده است. در عوض، این وضعیت به تجزیه، جنگهای نیابتی، رادیکالیزه شدن، و ناامنی دائمی انجامیده؛ یعنی مشکلاتی که بیش از رژیمهای سرنگونشده غرب را درگیر کرده است.
ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. نحوه پایان کار رژیم کنونی اهمیت حیاتی دارد. سقوط جمهوری اسلامی اگر به یک حکومت اقتدارگرای دیگر یا به فروپاشی سرزمینی منجر شود، به احتمال زیاد خطرات راهبردی عمیقتر و ماندگارتری ایجاد خواهد کرد؛ چنانکه نمونههای عراق، لیبی، سومالی، سودان، سوریه، و یمن بهروشنی نشان میدهند.
ثبات کاذب رژیمهای اقتدارگرا
رژیمهای اقتدارگرا توهم ثبات ایجاد میکنند، اما فروپاشی آنها اغلب خلأیی به وجود میآورد که مدیریت آن دشوار و پر کردنش حتی دشوارتر است. خاورمیانه نمونههای هشداردهندهای ارائه میدهد: کشورهایی که دیکتاتوری را برچیدند اما نتوانستند نهادهای دموکراتیک بسازند، نه آزادتر شدند و نه باثباتتر؛ بلکه به میدان رقابت میان شبهنظامیان، قدرتهای خارجی، و شبکههای افراطی بدل شدند.
در ایران نیز سناریوی پسافروپاشی بدون مشروعیت دموکراتیک با سازوکارهای مشابهی مواجه خواهد شد. وسعت کشور، تنوع اتنیکی، و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران آن را بهطور خاص در برابر نیروهای گریز از مرکز آسیبپذیر میکند. یک حکومت اقتدارگرا در تهران در برابر بازیگران مسلح رقیب در پیرامون، بیش از آنکه به نوزایی ملی بینجامد، احتمالاً به درگیری داخلیِ طولانیمدت دامن خواهد زد. چنین شرایطی بهندرت درون مرزهای ملی کشور محصور میماند.
هزینه سنگین تجزیهٔ ایران
فروپاشی جمهوری اسلامی اگر به تجزیهٔ ایران بینجامد، مخاطرات عظیمی برای منطقه در پی خواهد داشت. ایرانِ تجزیهشده مسالهای محصور نخواهد بود؛ بلکه به احتمال زیاد به کانونی برای شبهنظامیگری فراملی، شبکههای غیرقانونی، و رقابتهای نیابتی تبدیل میشود. چنین محیطهایی در گذشته بستر مناسبی برای رشد جنبشهای افراطی و دخالت خارجی بودهاند.
علاوه بر این، بیثباتیِ طولانیمدت مستلزم مدیریت دائمی خارجی است. در صورت تجزیهٔ ایران، قدرتهای غربی بهجای حل «مسالهٔ ایران» با یک دغدغهٔ امنیتی بیپایان روبهرو خواهند شد که تمرکز و منابعشان را از دیگر عرصههای راهبردی در سطح جهان منحرف میکند.
ذینفعان اصلی چنین آشوبی نه دموکراسیهای غربی، بلکه بازیگرانی مثل روسیه و چین هستند. کشورهای فروپاشیده آسانتر مورد نفوذ و بهرهبرداری ابرقدرتهای استبدادی قرار میگیرند. از این منظر، هرج و مرج در ایران بیش از آنکه به نفع غرب باشد، منافع دشمنان آن را تأمین میکند.
ایران دموکراتیک بهمثابه امتیاز راهبردی
از منظر رئالیستی، ایران دموکراتیک امتیازی راهبردی است. اول، مشروعیت مهم است. حکومتی که اقتدارش را از رضایت عمومی میگیرد، میتواند انسجام ملی را بدون اتکا به سرکوب مداوم حفظ کند. این امر بهنوبه خود احتمال ناآرامیهای دائمی، شورش یا جنگ داخلی را کاهش میدهد؛ شرایطی که زمینهساز مداخله خارجی و سرریز بحران به باقی منطقه است.
دوم، حکمرانی دموکراتیک امکان ادغام اقتصادی را فراهم میکند. یک ایرانِ نورمال که درش به روی تجارت آزاد با همسایگان و بازارهای جهانی باز است، رشد و ثبات و پیشبینیپذیری را در اولویت قرار میدهد. وابستگی متقابل اقتصادی صرفاً در راستای توسعه نیست، بلکه سازوکاری امنیتی نیز هست. کشورهایی که تجارت میکنند، محاسبهٔ ریسکشان متفاوت از کشورهایی است که از مسیر تقابل و انزوا ارتزاق میکنند.
سوم، و از همه مهمتر، یک ایران دموکراتیک بهطور بنیادین ژئوپولیتیک اوراسیا را دگرگون میکند. ایرانی که بر هنجارهای لیبرال استوار باشد، بهطور ساختاری با توطئههای راهبردی قدرتهای تجدیدنظرطلبی همچون روسیه و چین ناسازگار است. در آن صورت، ایران بهجای آنکه به اهرم فشار شرق علیه غرب بدل شود، به نیرویی مفید مبدل میشود که خاورمیانه و اروپا و آسیا را از مسیر صلح و همکاری به هم پیوند میدهد. این تحول تغییری تعیینکننده در نظم جهانی ایجاد خواهد کرد.
اقدام راهبردی بهجای واکنش فوری
در سیاست بینالملل این وسوسه وجود دارد که سقوط رژیمهای یاغی به پیروزی تعبیر شود. اما دستاوردهای راهبردیِ پایدار لزوماً از فروپاشیِ آنیِ دشمنان حاصل نمیشود؛ بلکه از شکل دادن به محیطی میآید که در آن فضا برای بروز رفتارهای خصمانه تنگتر میشود. از اینرو، هر رویکردی که تضعیف یا سقوط جمهوری اسلامی را بر ادغام بلندمدت ایران در نظم بینالملل مقدم بدارد، در معرض تکرار خطاهای گذشته قرار میگیرد.
برای سیاستگذاران غربی و منطقهای، مسالهٔ محوری این نیست که آیا جمهوری اسلامی دوام میآورد یا نه. این رژیم در بلندمدت دوام نمیآورد و دیر یا زود به طریقی سقوط میکند. مساله این است که آیا تغییر در ایران به ظهور شریکی باثبات میانجامد یا به آغاز یک بحران دائمی دیگر.
همزمان با تشدید اعتراضات در ایران و ادامهٔ بحثها در غرب درباره سرنوشت رژیم، یک اصل بنیادی باید راهنمای تفکر راهبردی باشد: اینکه ایران دموکراتیک نهتنها برای خود ایرانیان بهتر است، بلکه برای ثبات منطقه، امنیت جهان، و دوام درازمدت نظم لیبرال نیز ضروری است.
*دکتر رضا پرچیزاده نظریهپرداز سیاسی و تحلیلگر امور بینالملل و متخصص در سیاست خاورمیانه و رقابت قدرتهای بزرگ است. او به نهادهای دولتی آمریکا و اسرائیل، اندیشکدههای مشهور، و رسانههای بزرگ در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی مشاوره داده؛ و در کنگره آمریکا درباره تحولات خاورمیانه سخنرانی کرده است.
* اخبار و گزارشهای گوناگون را در سایت، کانال یوتیوب و صفحات مجازی پرژن میرور دنبال کنید.
دیدار بیسابقه امانوئل مکرون و مارک کارنی در ۲۵ کیلومتری خاک کانادا
سفر همزمان امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، به مجمعالجزایر کوچک و فرانسوی «سنتپییر و میکلون» نشاندهنده ابعاد تازهای از روابط دو سوی اقیانوس اطلس است.
کارنی در پارلمان اروپا: اتحادی چنان قوی که هیچ قدرتی نتواند گزینههایش را به آن دیکته کند
مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، روز پنجشنبه، در صحن پارلمان اروپا، سخنانی ایراد کرد که با تشویق مداوم ۷۹۱ نماینده حاضر بزرگترین نهاد سیاسی قاره اروپا مواجه شد.
ایده جنجالی «عضویت وابسته» کانادا در اتحادیه اروپا به چه معناست؟
پیشنهاد بیسابقه و غافلگیرکننده اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، مبنی بر باز کردن درهای این اتحادیه برای تبدیل کانادا به نخستین «عضو وابسته»، توجه ناظران بینالمللی را به خود جلب کرده است.
ایده جنجالی «عضویت وابسته» کانادا در اتحادیه اروپا به چه معناست؟
پیشنهاد بیسابقه و غافلگیرکننده اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، مبنی بر باز کردن درهای این اتحادیه برای تبدیل کانادا به نخستین «عضو وابسته»، توجه ناظران بینالمللی را به خود جلب کرده است.
شبیخون تاریک به گواهینامههای آمریکای شمالی
در یکی از بزرگترین و بیسابقهترین رخدادهای هک و فاششدن اطلاعات هویتی در تاریخ آمریکای شمالی، پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا (آرسیامپی) و اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) از آغاز تحقیقات گسترده درباره یک نفوذ سایبری عظیم خبر دادند.
چرخش بزرگ کانادا برای جذب سرمایههای جهانی
در روزهایی که تنشهای تجاری رو به افزایش و اختلالات زنجیره تامین جهانی به اوج رسیده است، دولت کانادا به رهبری مارک کارنی با میزبانی از بزرگترین غولهای مالی جهان در تورنتو، جاهطلبانهترین نقشه اقتصادی تاریخ معاصر این کشور را کلید زد.
پیام قاطع ژان کرتین به آمریکاییها
روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، مراسم یادبود بیست و پنجمین سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر در شهر گندر در استان نیوفاندلند و لابرادور کانادا برگزار شد.
پیمان قرن کانادا و اوکراین
در جریان سفر سه روزه ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، و همسرش اولنا زلنسکا به کانادا، مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در کلگری از امضای یک توافقنامه مشارکت ۱۰۰ ساله با کییف خبر داد.
اوجگیری بحران در روابط اتاوا و واشنگتن
تنها چند ساعت پس از اجرایی شدن تعرفههای تلافیجویانه اتاوا علیه واشنگتن، دونالد ترامپ با امضای پنج فرمان اجرایی جدید، جبهه تازهای را علیه همسایه شمالی خود گشود.















