به بهانهى انتخابات ٢١ اكتبر کانادا

توماس پيكتى : چپ برهمن (نخبه) و راست سوداگر، هر دو ذاتا ضد برابرى خواهىاند و از اينرو، هر گونه طرح و برنامهى برابر خواهى فورا از سوى آنها رد مىشود
فریده جلاییفر- روانشناس و منتقد اجتماعی
از زمانى كه تظاهرات عظيم و گستردهى مردم آمريكا عليه جنگ ويتنام صورت گرفت، جامعهشناسان و روانشناسان سياست باز، به در خواست سياستمداران، در صدد ايجاد شكاف و تفرقه در اجتماع برآمدند و در اين راه بسيار موفق بودند. بتدريج «ليبراليسم» به «نئو ليبراليسم» تغيير شكل داد و روزگار بر وفق مراد قدرتمندان آغاز به چرخش كرد!
امروز، به دنبال همان تفكر، گروههاى متفاوت و بر چسبهاى گو ناگون اجتماعى داريم: زنان، همجنسگرايان، سياهان، مهاجران، پناهندگان، دموكراتها، جمهورى خواهان، ليبرالها، محافظه كاران ووو… و بدين شكل هرگز جنبشى همگانى و يك دست صورت نمىگيرد. در واقع تقسيم جامعه به گروههاى مختلف، از صدايى هماهنگ و قدرتمند ممانعت مىكند و سياستمداران با آرامش، ما را به راهى مىبرند كه مىخواهند!
اين عدم هماهنگى، هر گروهى را (حتا به شكل نا آگاهانه) دشمن گروه ديگر كرده و هر كس سنگ خود را به سينه زده و رنگ انسانى و همدردى هر روز كم رنگتر مىشود!
هيچ انقلابى صورت نمىگيرد و هيچ دگرگونى عميق و اساسى انجام نشده و ما مردم نا آگاه در گروههاى خود مىلوليم و از درد يگديگر بىخبريم!
دردناكتر اين كه عدم هم صدايى، در ميان ما ايرانيان دور از ديار هم اتفاق افتاده و هر روز پر رنگتر مىشود!
غمانگيز است درد غربت داشتن و صداى يكديگر را نشنيدن!
اين تفرقه و شكستن، هم در ارتباط با ديارمان به چشم مىخورد و هم در جامعهى كوچكمان در تورنتو!
هر روز گروهى به جان يكديگر افتاده و تيشه به ريشهى يكديگر مىزنيم، غافل از اين كه دود اين دشمنىها به چشم همه خواهد رفت! همان شكستگى صدا كه در ارتباط با ميهنمان ايجاد شده، در بين ما مهاجران هم در حال وقوع است. كارشكنى، عدم اعتماد و راه به جايى نبردن!
كشور ميزبان هم اعتمادش را به ما از دست خواهد داد و صداى شكستهى ما را نخواهد شنيد!
راستى ما را چه مىشود؟ از اين كينهها چه عايدمان شده؟ تجربهى چهار دهه دور از ديار بودن چيست؟ تجربهى در دمو كراسى زيستن چيست؟
آيا بهواقع ما توان يادگيرى نداريم؟ آيا كمبودهاى تاريخى ما، توان ديدن فردا را از ما گرفته است؟
آيا منافع کوتاه مدت (من) بر منافع ( گروه و ميهن) ارجحيت دارد؟
فرويد: توده هميشه خواهان و جوياى يك مظهر قدرت و تشنهى فرمانبردارى است.
آمادگى فراوانى براى «هيجان زدگى» داريم و به سهولت گرفتار «توهمات جمعى» ميشويم. به قول روانشناسان: «توده» بيشتر اهل عمل است تا تفكر و انديشيدن.
گويا به شكلى بيمار گونه مجذوب « گروه» شده و ارادهى خود را از دست مىدهيم و شخصيت خود آگاهمان در راه همرنگى با جماعت از دست مىرود!
اين «پدر سالارى» كهنه و فرسودهى ما، حتا در سرزمين دمو كراسى هم دست از سرمان بر نمىدارد! و در اين دنياى بى اخلاق، نا آگاهانه به راهى ميرويم كه سياست بازان انتخاب مىكنند و ندانسته به قطع دست و پاى خود سر گرميم!
.اين روزها شايد يادآورى «ننه دلاور » برشت آموزنده باشد
ننه دلاور در جنگ كاسبىاش پر رونق و اوضاعش رو براه است، اما تك تك فرزندانش را از دست
ميدهد، گرفتار تناقض، سرگردان و ناتوان از تصميمگيرى، بايد جنگ را تاييد كند يا تكذيب!؟
ما هم دچار تناقض شده و در اين زمان بسيار حساس ندانسته، محافظه كاران، راستگرايان و پوپوليستها را حمايت مىكنيم!
غمانگيز است از چاله ديارمان بيرون آمده و به چاه راستگرايان افتادن!
گويا براى براندازى رژيم منحوس جمهورى اسلامی، هر كارى قابل قبول است، حتا هم صدايى با راستگرايان بى اخلاق!
با جناب ترامپ هم صدا شدن و فراموش كردن جناب هارپر! شگفت انگيز است و دردناك!
و خدا نكند كلامى مخالف شنيده شود كه بر چسب جمهورى اسلامى و استمرار طلب و… به آسانى آويزهى هر كسى خواهد شد!
انتخابات اينبار كانادا، نه تنها براى كانادا، بلكه براى جهان دموكراسى بسيار حساس و حياتى است.
در بسيارى از كشورهاى ارو پايى، راستگرايان تنها سفيد پسند، در حال شكل گرفتن هستند و تمام زحمات دراز مدت انسانهايى شريف و باورمند به آزادى و برابر ى را، به آسانى دفن خواهند كرد.
ما ايرانيان كانادايى، به نام انسانيت و دفاع از آزادى و تاثير گذار بودن رأیهايمان وظيفه داريم به ليبرالها رأى دهيم، تا گامى كوچك در راه استمرار دمو كراسى و برابری برداشته باشيم.
محافظهكاران ضد زن، ضد سقط جنين، ضد غير سفيد، ضد همجنسگرا، ضد حفظ محيط زيست ووو… دردى از دردهاى امروز ما مردم دوا نخواهند كرد!
بايد بدانيم كه تاريخ ما را قضاوت خواهد كرد و آيندگان افكار و اعمال ما را در دادگاه «اخلاق» بررسى خواهند كرد.
پایان اندیشیدن
گروهی از اندیشمندان بر این باور هستند که دورانی به پایان رسیده و دوران نوینی آغاز خواهد شد.
توفان تعرفهای ترامپ علیه کانادا
تنشهای اقتصادی میان ایالات متحده و کانادا با اظهارات جنجالی دونالد ترامپ وارد مرحله تازهای شده است.
سازمان ملل نقشه جهان را تغییر میدهد
برای قرنها، نقشهای که تقریباً در تمام کلاسهای درس و ابزارهای جغرافیایی جهان استفاده میشد، مدل «مرکاتور» بود که در قرن شانزدهم میلادی طراحی شد.
هماکنون، فضایی برای فرهنگ و هنر در تورنتو
«هماکنون»، نام پروژهای فرهنگی، ادبی، هنری است که از اواسط تابستان ۲۰۲۶ فعالیت خود را در محل بنیاد پریا، در شمال شهر تورنتو آغاز کرده است.
وقتی ترامپ نام دریاچه انتاریو را به «دریاچه آمریکا» تغییر داد
دستور اخیر دونالد ترامپ برای تغییر نام «دریاچه انتاریو» به «دریاچه آمریکا» و فشار کاخ سفید بر غولهای فناوری برای اعمال این تغییر، تنشهای سیاسی میان واشنگتن و اوتاوا را به یک بحران زیرساختی در دنیای دیجیتال تبدیل کرده است.
رونمایی از اسکناس جدید ۲۰ دلاری کانادا
بانک مرکزی کانادا طی مراسمی ویژه در اوتاوا، از طرح جدید و عمودی اسکناس ۲۰ دلاری این کشور رونمایی کرد.
نقطه بیبازگشت تغییرات اقلیمی در کانادا
بر اساس دومین گزارش جامع «محیط زیست و تغییرات اقلیمی کانادا» که توسط نزدیک به ۲۰ دانشمند و کارشناس برجسته اقلیمی تدوین شده است، آثار و پیامدهای تغییرات اقلیمی در کانادا تا حد زیادی «غیرقابل بازگشت» شدهاند.
کوچ بیسابقه دانشمندان از آمریکا به کانادا
در حالی که جامعه علمی ایالات متحده این روزها زیر سایه تصمیمات جنجالی دونالد ترامپ، کاهش بودجههای پژوهشی و فشارهای سیاسی قرار گرفته است، دولت کانادا از این فرصت طلایی نهایت استفاده را برده تا نخبگان علمی برجسته را از خاک همسایه جنوبی به کشور خود جذب کند.
کارنی: آمریکا به دنبال نابودی یا بلعیدن صنایع کاناداست
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با افشای زیادهخواهیهای واشنگتن اعلام کرد که مذاکرهکنندگان آمریکایی در نشستهای اخیر خواستار امتیازاتی بودند که یا بخشهای کلیدی اقتصاد کانادا مانند صنعت خودرو را به «زیرمجموعه شرکتهای آمریکایی» تبدیل میکرد یا به نابودی کامل آنها میانجامید.
واگذاری قراردادهای حساس دفاعی کانادا به فرزند معاون رئیسجمهور سابق ایران
افشای اسناد جدیدی از نهادهای امنیتی کانادا، پرده از یک رسوایی بزرگ در ساختار نظارتی و مناقصات دولتی این کشور برداشته است.
















