GreenFlow

دل‌تنگ، اگرچه دورم

by | Apr 11, 2025

دکتر ابوالفضل (عباس) اقوامی

در میان ایرانیان، چه آنان که در وطن مانده‌اند و چه آنان که در دورترین نقاط جهان زندگی می‌کنند، گفت‌وگو درباره‌ی وطن و وطن‌دوستی همواره پُرتنش و پُرچالش باقی مانده است. اما این گفت‌وگو نه‌تنها پاسخی نیافته، بلکه گاه به قضاوت و جدایی میان دل‌هایی انجامیده که در اصل، هم‌درد و هم‌سرنوشت‌اند.

اگر بخواهیم منصفانه و با نگاهی تحلیلی به این موضوع نگاه کنیم، باید بپذیریم که تجربه‌ی «زیستن» با «دیدن» تفاوت دارد. کسانی که در داخل ایران زندگی می‌کنند، فشارهای روزمره، سرکوب، تبعیض، سانسور، و ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی را به‌طور مستقیم و عینی تجربه می‌کنند. این تجربه‌ی زیسته، وزنی دارد که شاید هیچ گزارشی یا تحلیلی نتواند به‌تمامی بازتاب دهد.

از سوی دیگر، ایرانیان خارج از کشور نیز در بسیاری موارد، در تلاش برای حفظ پیوند با وطن و رساندن صدای مردم ایران به جهانیان هستند. آن‌ها نیز دغدغه‌مندند، برخی بسیار فعال و پرانرژی، برخی منتقد و برخی هم از دور ناظر. آنچه که نباید فراموش شود این است که حس وطن‌دوستی امری است درونی و نمی‌توان آن را فقط بر اساس محل زندگی سنجید. کسی ممکن است کیلومترها دور از وطن باشد، اما قلبش در تپش برای هر تظاهرات، هر اتفاق تلخ و شیرین در خیابان‌های تهران، سنندج، مشهد و اهواز باشد.

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که دو سوی این بحث، گاه به‌جای گفت‌وگو، دچار قضاوت، تحقیر یا بدبینی نسبت به یکدیگر می‌شوند. داخل‌نشین ممکن است خارج‌نشین را متهم به بی‌دردی کند، و خارج‌نشین ممکن است داخل‌نشین را به بی‌تحرکی یا مصلحت‌گرایی متهم سازد. در حالی که هر دو گروه، اگر به‌جای جدال، به درک متقابل برسند، می‌توانند مکمل هم باشند: یکی با روایت درد و رنج، و دیگری با امکان بازتاب آن در سطح جهانی.

واقعیت این است که مفهوم وطن، پیش و پس از انقلاب، دچار بازتعریف شد، اما هرگز از بین نرفت. در دوران پیش از انقلاب، میهن در کنار شاه و خدا نشسته بود؛ اما پس از انقلاب، حکومت جدید با حذف این شعار، به‌جای مفهوم سکولار و تاریخی وطن، ساختاری دینی و فرادولتی را جایگزین کرد: امت، ولایت، شهادت.

این تعریف دولتی هرچند رسمی شد، اما در دل مردم الزاماً پذیرفته نشد. بسیاری از مردم، در سکوت، به کار و زندگی‌شان ادامه دادند بی‌آن‌که درگیر شعار شوند؛ وطن را نه در بیانیه‌ها، بلکه در مدرسه‌ی محله، در زمین کشاورزی، در بیمارستان، در ساختن خانه‌ای برای فرزند، یا حتی در ماندنِ ساده تفسیر کردند.

اما در این میان، شکافی شکل گرفت. حکومت، تعهد را بالاتر از تخصص نشاند، و همین باعث شد بسیاری از فرزندان همین خاک، که در آرزوی خدمت به وطن بودند اما جایی برایشان نبود، از کشور بروند، نه از بی‌مهری به وطن، که از تنگنای افق‌ها. حالا سؤال این است: خارج‌رفته‌ای که فرصت خدمت در داخل را از دست داده، چگونه می‌تواند وطن‌دوست باشد یا خدمت کند؟

پاسخ، ساده نیست اما روشن است:
۱. وطن‌دوستی را نمی‌توان صرفاً با جغرافیا تعریف کرد. کسی که از دور، دل‌نگران زبان مادری‌ست، یا برای آزادی بیان و حقوق بشر ایران می‌نویسد، یا در دانشگاهی در غرب، تصویری واقعی و پیچیده از ایران ارائه می‌دهد، شاید بیش از بسیاری از داخل، در حال خدمت است.
۲. خدمت، جلوه‌های گوناگونی دارد. هر دانش و تجربه‌ای که در خارج اندوخته می‌شود، اگر با نیت بازگرداندن امید، دانایی، و چشم‌انداز به ایران باشد، حتی اگر بازگشتی فیزیکی در کار نباشد، نوعی خدمت به وطن است.
۳. حفظ حافظه‌ی تاریخی و فرهنگی ایران در دیاسپورای ایرانی (جامعه‌ی گسترده‌ی ایرانیانی که خارج از مرزها زندگی می‌کنند اما همچنان دل‌بسته‌ی زبان، فرهنگ، تاریخ و سرنوشت ایران‌اند) خود یک وظیفه است. نسل دوم و سوم مهاجران اگر زبان و تاریخ و حس تعلق را از یاد ببرند، چیزی از ایران در بیرون باقی نمی‌ماند. پس گاهی ساختن یک کلاس زبان فارسی در غرب، خود، عملی وطن‌دوستانه است.
۴. ترمیم گسست احساسی میان داخل و خارج، ضرورتی فوری‌ست. توضیح خدمت به وطن برای خارج‌نشین‌ها، فقط زمانی معنا دارد که داخل‌نشینان هم بپذیرند «مهاجرت» الزاماً به معنی بریدن نیست. همان‌طور که خارج‌نشین باید بداند تجربه‌ی زیسته‌ی داخل را نمی‌توان با خبر خواندن جایگزین کرد، داخل‌نشین هم باید بداند که غربت همیشه به معنای رفاه و فراغت نیست، گاهی تبعیدی‌ست نانوشته.

در نهایت، وطن مفهومی است فراتر از جغرافیا؛ وطن همان‌قدر در کوچه‌های خاک‌خورده‌ی زادگاه است که در اشک چشم مهاجری که صدای اذان یا یک موسیقی از دور او را به خاطراتش پرتاب می‌کند. چه خوب است اگر این حس مشترک، به‌جای جدایی، عامل همبستگی شود.

وطن، آنجاست که رنج مردمش هنوز دل تو را می‌لرزاند، چه در ایران باشی، یا در هرکجای دنیا، مهم این است که این لرزش هرگز خاموش نشود.

*اخبار و گزارش‌های پرژن میرور را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

@persianmirrorCa

دفاع مارک کارنی از برنامه جلوگیری از ورود مقامات سپاه به کانادا

دفاع مارک کارنی از برنامه جلوگیری از ورود مقامات سپاه به کانادا

به‌دنبال جنجال‌های اخیر پیرامون صدور ویزا برای یکی از مقامات مرتبط با سپاه پاسداران، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، روز پنج‌شنبه در یک کنفرانس خبری در اوکویل، انتاریو، بر کارآمدی سیستم‌های نظارتی کشور پافشاری کرد.

شکست پروژه‌ی جدایی‌طلبی در آلبرتا

شکست پروژه‌ی جدایی‌طلبی در آلبرتا

یافته‌های یک نظرسنجی نشان می‌دهد که اگر امروز رفراندومی برگزار شود، ۶۷ درصد مردم آلبرتا با جدایی مخالفت خواهند کرد. نکته‌ی حائز اهمیت اینجاست که این رقم نسبت به سال گذشته هیچ تغییری نکرده است.

برای درج آگهی خود در پرژن میرور

با ما تماس بگیرید

info@persianmirror.ca

به خبرنامه پرژن میرور بپیوندید

Join our mailing list to receive the latest news and updates

You have Successfully Subscribed!

Share This

Share This

Share this post with your friends!